تبليغاتX
باند شغال HRSH

باند شغال HRSH


نیلوفر من

 

 

با من باش                                              با توهستم

ای معنای انتظار یک لحظه بایست

                       دیوانه شدن به خاطرت کافی نیست ؟

یک لحظه بایست و یک جمله بگو

                      تکلیف دلی که عاشقش کردی چیست ؟

 

 

ای کاش زبان نگاهم را می دانستی

و با این همه سکوت مرا به خاموشی متهم نمی کردی

کاش می دانستی من همیشه با زبان چشمانم با تو سخن می گویم

چشمانی که از ندیدنت

سیل ها دارند برای جاری ساختن

سخن ها دارند برای گفتن

غزلها دارند برای از تو سرودن

و عشقها دارند برای از تو فریاد زدن

کاش می دانستی که من تو را

دوست دارم    

کاش می دانستی . . .

از طر ف یاس تقدیم به نیلوفر مرداب عشقم (ح:ز)

مرداب، بوسه بر لبهاي نيلوفر مي زند چرا که مي داند نيلوفر، تنها شريک بي کسي اوست و با تمامي زيبايي هايش، هر لحظه قصه ي عشق را در گوش مرداب، زمزمه مي کند و مرداب اگر هنوز زنده است، اميدش به نيلوفر است...
تو مرداب نيستي ! دريايي ... و من حتي سزاوار نبودم که نيلوفرت باشم
من ماهي کوچکي بودم در اعماق دل درياييت و دريا، کي خبر از دل ماهي کوچکي چون من دارد "

+ نوشته شده در چهارشنبه سوم مهر 1387 18:51 توسط HRSH |


من اكنون احساس مي كنم،

بر تل خاكستري از همه آتش ها و اميدها و خواستن هايم،

تنها مانده ام.

و گرداگرد زمين خلوت را مي نگرم.

و اعماق آسمان ساكت را مي نگرم.

و خود را مي نگرم.

و در اين نگريستن هاي همه دردناك و همه تلخ،

اين سوال همواره در پيش نظرم پديدار است،

و هر لحظه صريح تر و كوبنده تر

كه تو اين جا چه مي كني؟

امروز به خودم گفتم:

من احساس مي كنم،

كه نشسته ام زمان را مي نگرم كه مي گذرد.

همين و همين.

 

با تشکر حسین و.......

 

 

+ نوشته شده در جمعه هفتم تیر 1387 10:25 توسط HRSH |


به قدرت خدای درونم, جهانم به همان زیبایی و شگفتیست که می خواهم...
اگر من برای خودم و دیگران هویتی قائل شوم، در واقع آنها را محدود كرده و بصورت آدم آهنی و در قالب یك هویتی كه من برای آنها و خودم تعریف میكنم با آنها رفتار خواهم كرد و این با انسانیت ما تناقض دارد. در وجود من و شما روح خدا دمیده شده و اصلیترین مشخصه خداوند نامحدود بودن اوست. پس من بی هویتم تا بتوانم بصورت نا محدود امكان بودن در همه هویتها، ویژگیها و صفات را داشته باشم.

و من دیگر كلمه ای از ناتوانی، درد، و درماندگی نخواهم گفت و نخواهم نوشت... چون میتوانیم...

من حتی سعی هم نخواهم كرد! بلكه انجام خواهم داد... سعی كردن یعنی گول زدن خودمان، دیگران و توهین به انسان بودنمان!

 

 

شهر من

+ نوشته شده در یکشنبه هشتم اردیبهشت 1387 0:51 توسط HRSH |



 

 

«بايد برم» براي تو فقط يه حرف ساده بود

کاشکي مي ديدي قلب من به زير پات افتاده بود

شايد گناه تو نبود، شايد که تقصير منه

شايد که اين عاقبتِ اين جوري عاشق شدنه

 

***

سفر هميشه قصه رفتن و دلتنگيه

به من نگو جدايي هم قسمتي از زندگيه

هميشه يک نفر ميره آدم و تنها مي ذاره

ميره يه دنيا خاطره پشت سرش جا مي ذاره

هميشه يک دل غريب يه گوشه تنها مي مونه

يکي مسافر و يکي اين وره دنيا مي مونه

***

دلم نمياد که بگم به خاطر دلم بمون

اما بدون با رفتنت از تن خستم ميره جون

بمون براي کوچه‌اي که بي تو لبريزه غمه

ابري تر از آسمونش ابراي چشماي منه

***

بمون واسه خونه‌اي که محتاج عطر تن توست

بمون واسه پنجره اي که عاشق ديدن توست

+ نوشته شده در سه شنبه بیست و هفتم فروردین 1387 0:11 توسط HRSH |



سلام خیلی  وقته که اپ نکردیم خوب میشه گفت مشکلات

 زیاده اخه میدونی که (حسن) رفته دانشگا ه وسرگرم

 درس مشق اخه میخواد مهندس شه  من هم برای او

 دعا میکنم  و (رضا) هم سرگرمه کارشه اخه دبیر

 جوانان هلال شده اونم کشوری  چه حالی می کنه 

 همیشه میر ه پایتحت میاد  به قول خودش سرش  شلوغه

  و (حسین)یکی دیگه از دوستام که پیش خودم کار

 میکنه من اون همیشه سر گرم کار هستیم  داریم خدمت به

 مردم میکنیم  بنده خدا تو سرما گرما داره وظیفه خودشو

 انجام میده امان از یه دستت درد نکنه 

و در اخر خودم (سجاد) خودمم بی کار نشستم پشت میز

 و دارم برای خودم حال میکنم اخه خسته شدم دیگه

 می خوام کار نگیرم و استراحت کنم

 

و برای دوستام  دعا می کنم که تو کارها خود موفق باشن  

            

 

راستی یه چیز دیگه خبر خوش برای دوستان ما من ۲۰ بهمن

 تولدمه  و همینجا همه شمارو دعوت میکنم راضی به زحمت

نیستم نمیخوادهدیه بدین  همینه بگین تولد مبارک بس نه تو

خدا خودتونو بهزحمت نیندازید  اگر هم دوست داشتین تبریک

 بگین می تونید به من اسمس بزنین تبریک بگین خوشحال 

می شم و اسمس هارو میزارم تو وبلاگ که همه ببینن

 

 

 

 

+ نوشته شده در جمعه دوازدهم بهمن 1386 22:56 توسط HRSH |


گاهی  بخوان  ز دفتر  شعرم  ترانه ای

بنگر که غم به وادی مرگم کشانده است

 

تنها   مر ا   به    تشنه   طوفان   مبین

ای بس حدیث تلخ که  ناگفته مانده است

 

گفتم: به سرنوشت  بیا ندیش و به آسمان

گفتی:غمین مباش که این کورآن کراست

 

دیدی  که  آسمان  کر و سرنوشت   کور

صدها  هزار  مرتبه  از ما  قویتر  است

+ نوشته شده در پنجشنبه چهارم بهمن 1386 0:40 توسط HRSH |


سعی کن تــنـهــا باشی.زیرا تــنـهـا به دنیا امدی و تــنـهـا خواهی مرد.

 بگذار عظمت عشق رادرک نکنی زیرا انقدر عطیم است

 که تو و هستی تو را نابود میکند

 و اما... اگر عاشق شدی تنها یک نفر را دوست داشته باش

 و پیمانت را محترم بشمارعشق پاک داشته باش

************

 همانند قلب کودکی خالی از هر گونه گناه و زشتی

 

+ نوشته شده در جمعه چهاردهم دی 1386 13:13 توسط HRSH |


چیزیهای از عشق

                        چیز های از زندگی

تو خود درد ورنج را برایم به ارمغان می آوری

و خود هم بر روی زخمهایم مرهم می نهی

چیزهایی از تن تو

                         چیز هایی از صدار تو

قلب پوچ وبی معنای تو را در دشت وصحرا فریاد می زنند

نمی دونم چرا  این دنیا ...................؟؟؟؟

+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و یکم آذر 1386 10:10 توسط HRSH |


                                               گل شکستنی

 

بخواب گل شکستنی که شب داره سر میرسه     مهلت عاشقی هامون داره به آخر میرسه

نگاه نکن به آسمون خورشید خانم رفته دیگه     اینجا کسی از قدیما قصه وشعری نمی گه

بخواب قشنگ وموندنی که دنیا    دیدن نداره     گلهای خشک وکاغذی که دیگه چیدن نداره

ضریح عشقمون دیگه هیچی کبوتر نداره          شب میره اما تو کوچه تاریکیشو جا میزاره

از خواب نمی پره کسی وقتی که برگا میریزن   شقایق های بی پناه اسیردست پائیزن

مرزو حصارانتظارتوی غبار جاده هاست        تو این هجوم بی کسی پروانه بودن اشتباست

                                        با تشکر :حسین ح hrsh

 

+ نوشته شده در یکشنبه یکم مهر 1386 13:51 توسط HRSH |


+ نوشته شده در سه شنبه بیست و هفتم شهریور 1386 22:0 توسط HRSH |


DESIGN BY : NIGHT SILENCE X

ٍبا سلام
باند شغال
این وبلاگ توسط چهار دوست صمیمی
به نام های حسین. سجاد.رضا.حسن.
درست شده است hsrh
hrsh_bita@yahoo.com
بي تو يک بوسه ي فراموش شده ام؛
يک شعر پر از غلط؛
يک پرنده ي بي آسمان؛
يک نسيم سرگردان؛
يک روياي نا تمام.
من بي تو بهاري غريبم که در برف متوقف مانده؛
يک جويبار سرد که هيچ وقت به دريا نمي رسد.
يک عشق با شکوه که مجالي براي شکفتن ندارد.
بودنت زود گذشت؛ و نبودنت را هنوز باور نمي کنم ...



صفحه نخست
پست الکترونیک



نوشته های پیشین

هفته اوّل مهر 1387

هفته اوّل تیر 1387
هفته دوم اردیبهشت 1387
هفته چهارم فروردین 1387
هفته دوم بهمن 1386
هفته اوّل بهمن 1386
هفته دوم دی 1386
هفته سوم آذر 1386
هفته اوّل مهر 1386
هفته چهارم شهریور 1386



پیوندها

سی تیه کالم
چشمام برای تو
سیاوش شمس
قالب های نایت اسکین


    تعداد بازديدها:

Design by : Night Skin